تبلیغات
آموزشگاه نظامی جوادالائمه (ع) پاسداران - خداحافظ سربازی
آموزشگاه نظامی جوادالائمه (ع) پاسداران
آن که دائم هوس سوختن ما می کرد کاش می آمد و از دور تماشا می کرد

دوستان گلم من دیگه سربازیم تمام شد .

بعد از 11 ماه خدمت صادقانه و عاشقانه و با وجدان کاری بالا با گرفتن 10 ماه کسری خدمت مقدس سربازی رو با همه خوبی ها و بدی هاش تمام کردیم رفت .

بهم به ناحق و بی دلیل و بی جهت 2 بار تهمت جاسوسی برای یگان قبلی که سربازشون بودم زدن که من از آن سرهنگ نمی گذرم که خیلی خودخواهانه و بچگانه بهم ان تهمت رو زد . برای این که من رو بدنام کنه یک روز آمده بود تلفن هام رو قطع کرده بود از آنجایی که همه به ما زنگ می زدن وقتی که آن روز تو بیمارستان سرکشی می کردم همه می گفتن چرا تلفنتون رو جواب نمی دید ،من هم فکر کردم شاید تلفن خراب شده اما روز بعد خدایی شد که متوجه شدم .از انجایی که ما دو تا اتاق داشتیم این سرهنگ فقط تلفن اتاق من رو صداش رو صفر کرده بود اما یادش رفته بود که تلفن آن یکی اتاق رو هم صداش رو قطع کنه این لطف خدا بود و الکی نیست که خدا می گه من مکر مکاران رو به خودشان باز می گردانم.
آن سرهنگ این کار رو کرد تا همه شاکی شن و این نا رضایتی از جواب ندادن به دفتر رئیس برسه که بتونه دلیلی داشته باشه تا من رو بندازه بیرون اما به لطف خدا مکرش به نتیجه ای نرسید .

بچه ها یک توصیه به همتون می کنم همیشه در همه حال صداقت رو اصل کارتون قرار بدید من با این که صداقت به کار بردم داشتم چوب صداقتم رو می خوردم که به لطف خدا بعدا خودم واسه 1 ماه آخر رفتم یک قسمت دیگه که سرهنگ آن قسمت با کلی احترام تکریم در آن مدت با بنده رفتار کرد که من 1 ماه خدمت در کنار ایشان رو اصلاً نفهمیدم چگونه گذشت آن قدر این مرد این سرهنگ بزرگ و بزرگوار و با کمالات بود که نگو .   چون می دونست که من تو کارم صداقت دارم .

وقتی آمدم از آن قسمت قبلی بیرون این سرهنگ جدید به ان یکی گفت چرا آمد بیرون ، آن سرهنگ نامرد هیچ جوابی نداشت بده . این سرهنگ به آن گفت چرا بدون این که نامه بدی تعدیل نیرو کردی باید با دلیل کسی رو بر کنار کنی اما هیچ جوابی نداشت خود این سرهنگ هم قضیه رو فهمید که چه خبر بوده و خیلی خوب هم پشت من در امد . خدا خیرش بده .

اما آن سرهنگ قبلی متأسفانه از بدی ها برای خودش سپر درست کرده بود وقتی داشتم از یگان اولم می امدم اینجا همه بهم می گفتن این سرهنگ که آن موقع سرگرد هم بود آدم درستی نیستا اما من چون این قسمت رو دوست داشتم و از اول هم قرار بود برم آنجا و اشتباهی داده بودن جای دیگه به حرفشان توجه نکردم و رفتم این جا که داستان ها داشتیم .

بچه بعضی ها می خوان که از شما ها کار بکشن کارای شخصی شون رو شما انجام بدین حواستان باشه از اول سواری ندید که سوارتان شن خودتون را فردی با مشغلات شدید زندگی نشون بدید تا به خودشون جرات ندن بخوان که کارای شخصی شان رو هم انجام بدید 

داشتم می گفتم صادق باشید . وقتی صادق باشید هیچ ترسی ندارید . این سرهنگ روزای اول به من می گفت دروغ بگو عملا می خواست من دروغگو باشم بهم می گفت یک نفر رو زیر نظر بگیر نامرد می خواست من رو جاسوس کنه اما من که خلقیاتم این گونه نبود برای همین کاری نداشتم به من چه دو نفر آدم با هم مشکل دارن چرا من بشم هیزم آتش این دو نفر .

تازه این شخصیت امربه منکر و نهی از معروف هم می کرد این حرفاش رو وقتی من و یک سرباز دیگه اش بودم می زد مثلاً می خواست به حساب خودش به ما درس زندگی بده به جای این که سعی کنه اگه ما مشکلی هم داشتیم آنها رو برطرف کنه تازه آقا داشت مارو خراب تر هم می کرد 

موقع تسویه حساب پدرم در آمد کلی شیرینی دادم چون تو بخشی که بودم با همه افراد در ارتباط بودم

انشا الله شما ها هم به زودی و به آسانی سربازیتون رو به اتمام برسانید.

FINISH




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 :: نویسنده : سرباز رشید اسلام
دوشنبه شانزدهم مرداد 1396 04:34 بعد از ظهر
Great post. I was checking constantly this blog and I'm impressed!
Very helpful information specifically the last part :) I care for such info a lot.
I was seeking this certain info for a very long
time. Thank you and good luck.
شنبه چهاردهم مرداد 1396 01:56 قبل از ظهر
Hurrah, that's what I was seeking for, what a information! present here at this weblog, thanks admin of
this website.
دوشنبه نهم مرداد 1396 07:31 بعد از ظهر
What's up, this weekend is good in favor of me, since this moment i am reading this enormous educational article here at
my house.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت آشنایی سربازان آینده میهن عزیزمان که قرار است به این پادگان اعزام گردند، ایجاد شده و نیز بیانگر خاطرات یک سرباز وظیفه می باشد.
امیدوارم این مطالب برای شما مفید باشد.


اگر دیدید براتون مفید بود یک صلوات بفرستید.

مدیر وبلاگ : سرباز رشید اسلام
نظرسنجی
این وبلاگ در دوران آموزشی چقدر کمک حالتان بوده است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی